ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى
250
تاريخ اولجايتو ( فارسى )
( 151 ) - در اصل : كفست . ( 152 ) - در اصل : آن . ( 153 ) - شايد : ساكنان ؟ ( 154 ) - منظور اياس است در اينجا باز آورده است . ( 155 ) - در اصل : هوش ، و هوش به معنى گروه و گروه از هر جمع آمده است . ( اشتاين گاس ) . ( 156 ) - در اصل بقسطاس . صحيح فسطاط شهر معروف مصر است . ( 157 ) - يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ « روزى كه مردمان باشند پروانهوار پراكنده در اضطراب » سورهء 101 ( القارعه ) آيهء 4 . ( 158 ) - الجراد المنثور : ملخهاى پراكنده . اشاره به سورهء القمر ( 54 ) آيهء 8 . ( 159 ) - اوتكوبفول مغولى و به معنى غلام خانوادگى است . اما قابحونى دانسته نشد . ( 160 ) - در اصل : احضر . ( 161 ) - در اصل : ايران . ايراق به معنى برگ درآوردن در اينجا بهتر است . ( 162 ) - قرآن سورهء ( الرحمن ) . . . ( 163 ) - چنين است در اصل . شايد جوى باشد . ( 164 ) - وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ « و بشتابيد براى آمرزش از خداى خودتان و سوى بهشتى كه پهناى آن آسمانها و زمين است و آماده گرديده براى پرهيزگاران » سورهء 3 ( آل عمران ) آيهء 133 . در اصل كجنة آورده است . ( 165 ) - مليبار يا ماليبار ، كولم از شهرهاى آنست . ديوله ، ديول همان ديبل معروف است ( نك : منهاج ، ج اول ص 467 ) . كنبايت - كنبايه چهل روز بادهلى راه دارد ( ابن بطوطه ) . سوالك ، قلعهء تاگور در ولايت سوالك ( نك : منهاج ، ج اول ص 285 ) . مالوا ( ابن بطوطه ) . نيلاور . دومين قلعهاى كه به قول فرخى به دست سپاهيان سلطان [ محمود ] مسخر شد ( نك : نصر اللّه فلسفى . فتح سومنات . مجلهء شرق . سال اول ص 23 ) . ( 166 ) - در اصل بعد از وپيكار . ( 167 ) - در اصل : اعره ، و در جمله بعد عمارت صيفى معنى ندارد و زراعت صيفى بهتر است . ( 168 ) - يعنى در هر انجمنى سخن سخن را مىآورد ، من در درهاى هستم و تو در دره ديگر . ( 169 ) - در اصل : الحبال تجرى تحناج الرياح . اما جبال و بجناح خوانده شود بهتر است . يعنى مانند كوههايى كه با بالهاى باد در روى آب حركت ميكنند . ( 170 ) - در اصل آنندار . ( 171 ) - پنج آب فاصل بين خراسان و هندوستان . و صاف ( ص 309 ) عبارات را به همين نحو آورده است . ظاهرا منبع هردو نويسنده يكى بوده است اما به جاى آب ستكوب در وصاف آب ستلتوت آورده . آب بياح همان بياه در طبقات ناصرى است ( ج اول ص 564 ) وصاف ، ص 309 : . . . و آب بياح ميگذرند ، بدين موجب است بنيان كوه جود پلاهور كوچه سوذره كوها ور چالندر حدكو كزححوت مولتان اچه جاسى سرستى كتيل سنام تبرنده سامانه حجيز كهران ناكودر و از طرف دهلى چون متوغل مىشوند به تواطن هند . . . منهاج السراج به جاى جالنسى ، هالنسى مينويسد ، كتيل در ماللهند كوتيل ( ص 101 س 2 )